سفر به ایران؛ رایگان سواری (قسمت اول)

ایران، سرزمین پهناور و کهن ما، سالانه گردشگران بسیاری را به خود می‌خواند و همه را مبهوت زیبایی و فرهنگ غنی خود می‌سازد. با کجارو همراه باشید تا یکی از این سفرنامه‌ها را با هم بخوانیم.

سفر به ایران؛ رایگان سواری (قسمت اول)

«جاش کاهیل» (Josh Cahil) یک وبلاگ نویس سفر و گردشگری است. او در رابطه با خطوط هوایی یا سفرهای پیاده‌اش به کشورهای شرقی می‌نویسد. او در پکن چین زندگی می‌کند و وبلاگش، یکی از پر خواننده ترین‌ها است. آنچه در ادمه می‌خوانید، سفرنامه‌ی سفر او به ایران از زبان خودش است:

خب، به دنبال یک چالش جدید و هیجان‌انگیز هستید؟ پیشنهاد جالبی برایتان دارم. اما بدانید که این پیشنهاد ممکن است زندگی شما را تغییر دهد یا حداقل دیدگاهتان نسبت به خیلی چیزها را عوض کند. پیش از پذیرش این چالش، باید عقیده‌تان را نسبت به رسانه، اسلام، اعتماد، میهمان‌نوازی و چای عوض کنید. می‌توانید؟ ترساندمتان؟ اغراق کردم؟ می‌توانید راننده‌ای را تصور کنید که غیر از رساندنتان به مقصد، شما را به شام هم دعوت کند؟

خانم‌ها، آقایان! به مقاله‌ی «چطور زندگی‌ام را بهتر کنم؟» یا به زبان ساده‌تر «چطور رایگان‌سواری کنم و به ایران بروم؟» خوش آمدید.

سوال‌هایی هست که باید از خودتان بپرسید و پیش از رفتن به ایران، جواب‌هایش را پیدا کنید.
سوال اول: آیا وقت کافی دارم؟

اگر قصد کرده‌اید که با رایگان سواری این کار را انجام دهید، باید خودتان را ۱۰۰% وقف کنید. سفر من سه ماه طول کشید. اما من در واقع کاری غیر از سفر ندارم. ۱۲ هفته زمان مناسبی است تا برای دیدن هر آن‌چه که بر سر راهتان قرار دارد، زمان کافی داشته باشید. مثلا فکر خوبی است که یک یا دو هفته نیز در استانبول بمانید، چرا که استانبول هم جای بسیار زیبا و پر‌جاذبه‌ای است. باور کنید که غذا، مردم و شب‌هایش چیزی است که نباید از دست بدهید. در استانبول به چای معتاد خواهید شد. نه! بگذارید بگویم به خوردن چای در پیاده‌روها معتاد می‌شوید.
سوال دوم: چه‌قدر پول احتیاج دارم؟

سفر کم‌هزینه، انگیزه‌ی بزرگی است؛ منطقه‌ی امنتان را رها کنید و خودتان را به چالش بکشید. هیچ دستورالعملی برای سفر طولانی‌تر، بهتر و دورتر وجود ندارد. با خواندن وبلاگ هم نمی‌توانید جهانگرد شوید. همه چیز به انگیزه‌ی شخصی شما بستگی دارد. خودتان را به چالش بکشید. مثالی برایتان می‌زنم که بدانید چندان هم سخت نیست. بودجه‌ای که برای یک سفر سه ماهه نیاز دارید، ۲۰۰۰ دلار است. مبلغی که زیاد نیست و طی یک یا دو ماه می‌توانید به راحتی تامین کنید. اگر زمان سفر را ۹۰ روز در نظر بگیریم، ۲۰۰۰ دلار، تقریبا ۲۲ دلار در هر روز خواهید داشت که با در نظر گرفتن رایگان‌سواری (هیچهایکینگ) و کوچ‌سرفینگ، مبلغ مناسبی است.

این‎‌جا است که بازی ذهنی جالبی آغاز می‌شود؛ هر روزی که کمتر از ۲۲ دلار خرج کنید، کمی پول‌دارتر می‌شوید و بودجه‌تان بیشتر می‌شود. تصور کنید که برای تمام طول سفرتان، بتوانید رایگان‌سواری کنید و حتی راننده‌ای که شما را می‌رساند، به شام و ناهار هم دعوتتان کند؛ اتفاقی که همیشه در ترکیه و ایران می‌افتد. خب، این یعنی که نه هزینه‌ای برای ترددتان می‌پردازید و نه هزینه‌ای برای خورد و خوراک. پس ۲۲ دلار هر روزتان، برای روزهای بعدی می‌ماند و روز‌به‌روز پول‌دارتر می‌شوید.
سوال سوم: چه‌طور هزینه‌هایم را پایین نگه دارم؟

همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام، باید راه‌کاری درست داشته باشید و خودتان را به چالش بکشید. اما نکته‌ی مهم این است که حتما بر اقامت در خانه‌ی میزبانان خود اصرار بورزید تا برای اقامت و وسایل مورد‌نیازتان، هزینه‌ای پرداخت نکنید. در ایران، مردم شما را به گرمی به خانه‌ی خود دعوت می‌کنند و لازم نیست نگران این دعوت‌ها باشید. از تجربه‌ی شخصی خودم صحبت می‌کنم. هیچ‌وقت در ایران هیچ اتفاق بدی برای من نیفتاد. نه من مزاحم کسی شدم و نه کسی مزاحم من. دقت کنید که خودتان را در دردسر نیندازید. خود من یک بار توی یک قایق پریدم تا کمی بخوابم و چند ساعت بعد، وسط دریا از خواب پریدم و با چند ماهی‌گیر عصبانی مواجه شدم.

آب زیاد بنوشید تا شما را سرحال نگه‌دارد. پیشنهاد من دو لیتر در روز است. من خودم را ملزم به نوشیدن همین مقدار آب در روز کرده بودم.

خاطراتتان را برای رانندگانی که سوار ماشینشان می‌شوید، تعریف کنید. خود من هم کسانی را که کنار جاده منتظر ماشینی هستند تا بخشی از مسیر را با آن بروند، سوار می‌کنم و از شنیدن داستان‌هایشان لذت می‌برم. غذاهایم را هم با آن‌ها تقسیم می‌کنم چرا که بارها پیش آمده که رانندگان بارها غذای خود را به من بخشیده‌اند.
سوال چهارم: بهترین مسیر کدام است؟

اگر سفرتان را از برلین آلمان شروع کنید، کوتاه‌ترین راه عبور از جمهوری چک، اسلواکی، مجارستان، صربستان، بلغارستان، ترکیه و از آن‌جا، مستقیم تا ایران است. این مسیر برای رایگان سواری بسیار مناسب است و می‌توانید در پایتخت هر یک از کشورها استراحتی هم داشته باشید. پیشنهاد من، اقامتی۳ تا ۴ روزه در هر یک از شهرها است که هم برای بودجه‌ی شما مناسب است و هم میزبانانتان در شهرهای مختلف را خیلی به دردسر نمی‌اندازید.

هیجان‌انگیزترین مسیر، مسیری است که از «بالکان» (Balkans) می‌گذرد و «برلین» (Berlin)، «پراگ» (Prague)، «برنو» (Brno)، «براتیسلاو» (Bratislava)، «وین» (Vienna)، «بوداپست» (Budapest)، «بلگراد» (Belgrade)، «سارایوو» (Sarajevo)، «پودگوریتسا» (Podgorica)، «تیرانا» (Tirana)، «صوفیا» (Sofia) و «استانبول» (Istanbul) را سر راه دارد. وقتی به تنگه‌ی بسفر (Bosphorus) رسیدید، وقت آن است که حسابی تجدید قوا کنید. هیچ شهری شبیه به استانبول نیست و البته بهترین جا برای گرفتن ویزای ایران، استانبول است.

بعد از استانبول، از ساحل دریای سیاه به گرجستان بروید و از آن‌جا، وارد خاک ارمنستان شوید تا کمی بعد بتوانید ایران را از نزدیک ببینید.
سوال پنجم: چطور ویزای ایران را بگیرم؟

در حال حاضر دو راه برای اخذ ویزای ایران وجود دارد؛ نخست رفتن به کنسولگری یا سفارت ایران در شهر محل زندگیتان است. اخذ ویزای ایران ۶۰ یورو برای شما هزینه خواهد داشت. بعد از ارائه‌ی درخواست، حدود ۲ هفته طول می‌کشد تا ویزا بگیرید. البته گاهی که تعطیلات عید یا ماه رمضان باشد، این زمان بیشتر خواهد بود.

گزینه‌ی دوم که بهتر و از نظر زمانی به‌صرفه تر نیز هست، اقدام از طریق وب‌سایتی است که Iranianvisa.com نام دارد و در آن می‌توانید شهری را انتخاب کنید که می‌خواهید ویزای خود را از آن‌جا تحویل بگیرید. می‌توانید استانبول، تفلیس، ایروان یا ارزروم را انتخاب کنید که پیشنهاد من همیشه استانبول است. چرا؟ چون هم سفارت ایران در مرکز شهر قرار دارد و دسترسی به آن راحت است، هم آماده شدن ویزایتان فقط ۲۴ ساعت زمان می‌برد.

به خاطر داشته باشید که ایران یک کشور اسلامی است و ظاهر شما برایشان مهم است، پس لطفا هنگامی‌که در سفارت هستید، به اصول سیاسی و اعتقادیشان احترام بگذارید. به ویژه در مورد خانم‌ها، پوشاندن موی سر با روسری نکته‌ی مهمی است. اگر می‌خواهید روی کسی که در سفارت کارهای شما را انجام می‌دهد تاثیر عمیقی بگذارید، به او بگویید «سلام».

 

منبع : کجارو